تبليغاتX
آستان مقدس امامزادگان چهل اختران انجدان

آستان مقدس امامزادگان چهل اختران انجدان

اراك

 سير خلقت نورانى حضرت زهرا(س) 

 در حديثى از امام صادق- عليه‏السلام- آمده است كه: «جز خدا هيچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفريد و براى هر يك از آن انوار، اسمى از اسماى الهى بود. خدا «حميد» است و اين اسم در محمد- صلى اللَّه عليه و آله- ظهور يافت. خدا «اعلى» است كه در اميرالمؤمنين على- عليه‏السلام- ظهور يافت. و براى خدا «اسماى حسنى» وجود دارد كه نام حسن و حسين- عليهماالسلام- از آن اسماء مشتق است. و از اسم «فاطر» او، نام زهراى اطهر، فاطمه اشتقاق پيدا كرد پس وقتى كه آن انوار را آفريد، اينها را در ميثاق قرار داد، پس در طرف راست عرش جا گرفتند. و خدا فرشتگان را از نور آفريد پس وقتى كه فرشتگان به اين انوار نظر كردند، امر و شأن اينها را بزرگ شمردند و تسبيح را (از آنها) فراگرفتند و اين مطابق با گفته‏ى فرشتگان است كه در قرآن آمده است: به حقيقت ما (در انتظار اوامر الهى در تدبير عالم) صف كشيده‏ايم. و به راستى ما تسبيح كننده‏ايم، و آن هنگام كه آدم- عليه‏السلام- را آفريد آدم به سوى اين انوار از طرف راست عرش با دقت نظر نموده عرض كرد: اى صاحب اختيار من! آنان كيستند؟ خداى متعال در پاسخ فرمود: اى آدم! آنها برگزيدگان من و خواص من هستند، اينها را از نور عظمت و بزرگى‏ام آفريده‏ام و از اسمهاى خودم اسمى را براى اينها برگرفتم، پس عرض كرد: اى پروردگارم! به حقى كه تو بر اينها دارى اسمهاى اينها را به من بياموز، پس خداى متعال فرمود: اى آدم! اين اسمها نزد تو امانت باشد (كه) سرّ و رازى از راز من است. غير تو نبايد بر آن آگاه شود جز به اذن من، عرض كرد: پروردگارم قبول كردم. خداوند پس از گرفتن اين پيمان، اسمهاى آنها را به آدم- عليه‏السلام- تعليم داد. و به فرشتگان عرضه كرد، هيچ كدام به آنها عالم نبودند، پس در پاسخ قول خداى متعال كه فرمود: مرا از نامهاى اينها خبر دهيد اگر راست مى‏گوييد، عرض كردند: منزهى تو! براى ما علمى نيست جز آنچه به ما آموخته‏اى. همانا تو عالم و داراى حكمتى. (آنگاه خداوند) فرمود: اى آدم! فرشتگان را به اسمهاى آن انوار خبر ده، پس وقتى كه اينها را به اسماء خبر داد، فرشتگان دانستند كه اين مطلب (در نزد آدم) به امانت گذاشته شده و آدم به سبب آگاهى از آن، فضيلت و برترى يافته است. سپس امر به سجده‏ى آدم- عليه‏السلام- شدند؛ زيرا كه سجده‏ى ملائكه، فضيلتى براى آدم و عبادت براى خداى متعال بود. چون كه سجده ملائكه، سزاوار آدم بود» (1)

   

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بی تو چه کند مولا یا فاطمه الزهرا      ***     افتاده  علی از پا یا فاطمه الزهرا

 

وقت است که از رحمت دستی ز علی گیری ***    افتاده ز پا مولا یا فاطمه الزهرا 

 

بعد از تو علی تنها افتادو ز غم خو کرد   ***     با خانه نشینی ها یا فاطمه الزهرا

 

 رفتی علی  با تو بیت الحز نی دارد     ***       پر ناله و پر غوغا یا فاطمه الزهرا                                    

 

چون محرم رازی نیست با چاه سخن گوید***  تنهاست علی تنها یا فاطمه الزهرا

 

شبها به مزار تو می گرید و می سوزد  ***     چون شمع سر تا پا یا فاطمه الزهرا

 

بر خاک مزار تو میگردو خون ریخت به جای اشک***   از خون پا لا یا فاطمه الزهرا

 

بر خرمن او چون شمع شرر  میزد ***  می ریخت چون اب اسماء یا فاطمه الزهرا

 

امان علی از اشک پر کوکب و اختر شد   ***      در ان شب محنت زا یا فاطمه الزهرا

 

هم وصف تو نا ممکن هم قدر تو نامعلوم***     هم قبر تو نا پیدا یا فاطمه الزهرا

 

 

 

شعر دوم

 

 

 یا علی جان تربت زهر ا کجاست ***  یادگار غربت زهرا کجاست

 

یا امیر المومنین روحی فداک    ***    اسمان راد فن کردی زیر خاک

 

آه را دردل نهان کردی چرا؟      ***    راه را دل دل نهان کردی چرا

 

یا علی جان تربت زهرا کجاست ***    یادگار غربت زهرا کجاست

 

تا ز نورش دیده را روشن کنم    ***     بر مزارش شعلها بر تن کنم

 

آه از ساعت که اتش بر گرفت   ***     جام را از ساقی کوثر گرفت               

 

یاد پهلویش نمازم را شکست   ***     فرصت رازو نیاز را شکست

 

آه زهرا تا ابد جاری بود           ***     دست مولا تشنه یاری بود

 

یا علی جان تربت زهرا کجاست  ***    یادگار غربت  زهرا کجاست

 منبع:وبلاگ بانوی بی نشان حضرت فاطمه زهرا(س)

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط خادم امامزاده  | 

مادرسادات
 
با عرض سلام وتسلیت به مناسبت فرارسیدن ایام سوگواری حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا(س)

خدمت شما دوستان عزیز. راستی یادتون نره منو دعا کنید.

باز دلم به شور و شین آمده                                    عزای مادر حسین آمده

مادر سادات زمین خورده است                                کتک ز دست بی حیا خورده  است

شوهر او فاتح خیبر بود                                           نام بزرگ او چو حیدر بود

جان خودش فدای حیدر کند                                    به پشت در ناله چنان سر کند

وا ابتا برس به فریاد من                                          حمایت از علی بود داد من

دست علی بت شکن بسته اند                              نقشه به قتل جان من بسته اند

علی من شبانه غسلم بده                                     بر سر قبر من تو یادم بده

من به علی خود که عشقی برم                             سلام تو بر پدرم می برم

منبع:وبلاگ بخوان ازعشقی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت   توسط خادم امامزاده  | 

فرارسیدن شهادت مظلومانه دخت پیامبر بزرگ اسلام (ص)رابه  دوستداران آن حضرت تسلیت عرض می نمایم .

احادیث در شأن فاطمه زهرا (س)

1. پیامبر اکرم (ص) : فاطمه حوريه اى است در چهره ى انسان ، هرگاه من در خود شور و شوق بهشت احساس مى كنم او را بوسه باران مى سازم. (تاريخ الخطيب بغدادى، ج 5، ص 86)

2. پیامبر اکرم (ص) : دخترم ، «فاطمه» حوريه اى است در چهره ى آدميان. (الصواعق المحرقه، ص 96 اسعاف الراغبين، ص 173)

3. پیامبر اکرم (ص) : «فاطمه» همان زهره ى درخشنده است. (نزهة المجالس، ج 2، ص 222)

4. پیامبر اکرم (ص) : هر كس اين بانوى سرفراز را مى شناسد كه مى شناسد و هر كس نمى شناسد بداند كه او پاره ى تن و روح من است. از اين رو هر كه او را بيازارد مرا آزرده است. (نورالابصار، ص 49 الفصول المهمة،ص 150)

5. پیامبر اکرم (ص) : فاطمه پاره ى تن من است ، آنچه او را افسرده سازد مرا افسرده مى سازد و آنچه او را شادمان گرداند ، مرا شادمان ساخته است. (مسنداحمد ، ج 4 ، ص 323 الصواعق، ص 113)

6. فرشته ى وحى بر من فرود آمد و پيام آورد كه : اى محمد ! براستى كه پروردگارت فاطمه را دوست مى دارد ، از اين رو سجده ى شكر بجاى آور كه من سجده كردم...» (لسان الميزان، ج 3 ، ص 275)

7. پیامبر اکرم (ص) : آفريدگار هستى نور فاطمه را بسان مشعلى فروزان آفريد و آن را بر كنگره هاى عرش آويخت و آنگاه بود كه آسمانها و زمين هاى هفتگانه به نور فاطمه نورباران گرديد و به همين جهت او «زهراء» ناميده شد. (بحارالانوار، ج 43 ، ص 17)

8. «ابن عباس» آورده است كه پيامبر گرامى فرمود :
«اما دخت ارجمندم «فاطمه» ، سالار زنان گيتى در همه ى عصرها و نسلهاست. او پاره ى تن من ، نور ديده ، ميوه ى دل و روح من است كه در سازمان وجودم قرار دارد. او حوريه اى است در سيماى انسان كه هرگاه در محراب عبادت در برابر پروردگارش قرار مى گيرد ، نور وجودش براى فرشتگان مى درخشد ، درست همانگونه كه ستارگان براى زمينيان نورافشانى مى كنند.»

(بحارالانوار ، ج 43، ص 73
)

منبع:وبلاگ بانوی بی تشان حضرت فاطمه زهرا(س)

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت   توسط خادم امامزاده  | 

فضایل بانوی بزرگ اسلام

 فضائل بانوى بزرگ اسلام در اين مختصر نمى‏گنجد،اما به طور اجمال و گذرا به آن مى‏پردازيم:

علاقه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به فاطمه عليها السلام

بدون ترديد محبت و علاقه رسول خدا به فاطمه صلى الله عليه و آله و سلم بدون جهت و صرفا به دليل علاقه پدر و فرزندى نبوده است،زيرا حضرت فرزندان دختر ديگر هم داشته است و از طرفى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم به مقتضاى (و ما ينطق عن الهوى) بدون دليل از كسى تعريف و مدح نمى‏كند.بنابراين معلوم مى‏شود كه اين دردانه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در اين مدت كوتاه عمر خود،از فضايل و كمالاتى برخوردار بوده كه مورد توجه رسول خدا قرار گرفته است،تا رسول خدا آن تعابير را درباره‏اش بيان نمايد كه درباره كس ديگر نفرموده است،مانند:«ان الله يرضى لرضاك و يغضب لغضبك،خداوند راضى مى‏شود به رضاى تو و غضبناك مى‏شود به غضب تو.»  «فاطمة بضعة مني فمن آذاها فقد آذاني،و من آذاني فقد آذى الله،فاطمه پاره تن من است پس هر كس او را اذيت كند مرا اذيت كرده و هر كس مرا اذيت كند، خدا را اذيت كرده است‏». به نقل ديگرى چنين فرموده است:«و هي قلبي الذي بين جنبي، فاطمه،جان و دل من است كه در سينه‏ام قرار دارد».

و باز فرموده است:«و هي نور عيني و ثمرة فؤادي،او نور چشم و ميوه دل من است.»

فاطمه عليها السلام به اندازه‏اى مورد علاقه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود كه‏«ابن عمر»نقل مى‏كند:«هر گاه رسول خدا قصد سفر مى‏كرد با آخرين كسى كه خداحافظى مى‏كرد فاطمه عليها السلام بود و به وقت‏بازگشت نخستين كسى را كه به ديدارش مى‏آمد فاطمه عليها السلام بود.تا آنجا كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به فاطمه عليها السلام مى‏فرمود:«فداك ابي و امي،پدر و مادرم به فداى تو.»

عايشه نقل مى‏كند:نديدم كسى را از نظر كلام و سخن به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شبيه‏تر از فاطمه عليها السلام باشد و هر وقت فاطمه بر آن حضرت وارد مى‏شد،به او مرحبا مى‏گفت و در برابرش مى‏ايستاد (و به طرفش مى‏رفت) و دست او را مى‏گرفت و مى‏بوسيد و او را در جاى خودش مى‏نشانيد.»

عبادت فاطمه عليها السلام

فاطمه عليها السلام از عابدترين و پارساترين زنان عالميان است.او با همه گرفتارى و مشاغلى‏كه در خانه داشت،با اين حال از نظر به جا آوردن واجبات و مستحبات و عبادات فردى و اجتماعى در تاريخ نمونه است.

شيخ صدوق و ديگران از امام حسن عليه السلام روايت مى‏كنند:«مادرم فاطمه را ديدم كه در شب جمعه در محراب عبادت ايستاد و تا هنگامى كه سپيده طلوع مى‏كرد،پيوسته در حال ركوع و سجود بود و شنيدم پيوسته براى مردان و زنان با ايمان دعا مى‏كرد و آنها را در دعا نام مى‏برد، ولى براى خود دعا نمى‏كرد،من گفتم:

مادر جان چرا همچنان كه بر ديگران دعا مى‏كنى،براى خود دعا نمى‏كنى؟فرمود:پسرم اول همسايه بعد خانه.» (8)

حسن بصرى از بزرگان اهل سنت درباره عبادت فاطمه عليها السلام چنين گفته است:«ما كان في هذه الامة اعبد من فاطمة،كانت تقوم حتى تورم قدماها،در ميان اين امت،عبادت كسى از فاطمه عليها السلام بيشتر نبود،زيرا آن قدر روى پاهاى خود در مقام عبادت مى‏ايستاد كه پاهايش ورم مى‏كرد.»

فاطمه،سيده زنان عالميان

تعبير اين كه فاطمه عليها السلام سيده زنان عالميان است از علماى شيعه و اهل سنت از رسول خدا نقل شده است.عايشه در روايتى،آن را چنين نقل مى‏كند:«در حضور رسول خدا بودم-به هنگام بيمارى منجر به رحلت‏حضرت-كه فاطمه عليها السلام وارد شد و قدم مى‏زد نگاه كردم ديدم مثل رسول خدا راه مى‏رود.پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به او فرمود:مرحبا به دخترم فاطمه.بعد او را نشانيد طرف دست راست‏خودش يا طرف دست چپ،و چيزى محرمانه به گوش او گفت كه فاطمه عليها السلام گريست!بعد چيز ديگرى به او گفت.اين بارفاطمه عليها السلام خندان شد.عايشه مى‏گويد:«از فاطمه عليها السلام پرسيدم كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چه گفت كه گريان شدى و سپس چه فرمود كه خندان گشتى؟

فاطمه عليها السلام گفت:«من سر پيامبر را تا زمانى كه زنده است فاش نمى‏كنم.»عايشه مى‏گويد: «پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به فاطمه عليها السلام گفتم:پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به هنگام مرگ چه فرمود كه گريستى و بعد چه گفت كه خنديدى؟فاطمه گفت:پدرم فرمود:هر سال جبرئيل قرآن را يك بار بر من عرضه مى‏كرد،ولى امسال دوبار بر من عرضه كرد. گمان مى‏كنم كه مرگم فرا رسيده است،من براى مرگ پدرم گريستم،بعد فرمود:اما ترضين ان تكون سيدة نساء هذه الامة او نساء العالمين؟قالت:فضحكت،آيا راضى نمى‏شوى كه بهترين زنان اين امت‏يا زنان عالميان باشى؟فاطمه گفت:پس خنديدم.» (10) و نمونه اين حديث را بسيارى از علماى اهل سنت‏با اندكى تفاوت نقل كرده‏اند.

عظمت فاطمه در قيامت

در روايات بسيارى از ابن عباس،ابو ايوب و ابو هريره آمده است كه رسول خدا فرمود:

«اذا كان يوم القيامة وقف الخلائق بين يدى الله تعالى نادى مناد من وراء الحجاب:ايها الناس (يا معشر الخلائق) غضوا ابصاركم و نكسوا من رؤسكم فان فاطمة بنت محمد تجوز على الصراط،روز قيامت كه برپا مى‏شود مردم در برابر قدرت خداى تعالى مى‏ايستند.منادى حق،از پس پرده فرياد مى‏زند:اى گروه مردم،ديدگان خود را ببنديد،سرها را به زير افكنيد،زيرا فاطمه دختر محمد از صراط عبور مى‏كند.» (12) در برخى از احاديث ديگر آمده است:«فان هذه فاطمه بنت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم تريد ان تمر على الصراط،فاطمه دختر رسول خدا مى‏خواهد از محشر بگذرد.»

منبع: وبلاگ بانوی بی نشان حضرت فاطمه (س)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت   توسط خادم امامزاده  | 

اختران تابناک (کرامات امامزادگان چهل اختران انجدان)

دراین قسمت به بیان خاطره ای ازلسان فاضل ارجمندحضرت حجه الاسلام والمسلمین سیدجعفریعقوبی انجدانی (دام عزه) میپردازیم ایشان میفرمایند:دریکی ازروزهای ماه رمضان موقع غروب آفتاب درشبستان منزل درقریه انجدان نشسته بودم ومشغول تلاوت قرآن بودم بااینکه زمان افطار فرارسیده بودلیکن تصمیم گرفتم به خواندن قرآن ادامه دهم تا آن سوره تمام شوددرهمین حین متوجه نورسبزی شدم که ازسمت قبله آمدوآسمان روستارا منوّرکرد فوراًبه پشت بام منزل رفتم ومشاهده کردم که آن نور پس ازطی مسیربرگنبد بقعه امامزادگان چهل اختران(س) فرود آمد.شایان ذکراست اهالی روستای انجدان بارها این واقعه را مشاهده کرده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط خادم امامزاده  | 

انجدان

 انجدان‌ معرب‌ واژة انگدان‌، و نام‌ گياهى‌ است‌ كه‌ مادة انگرود يا آنغوزه‌ را از آن‌ مى‌گيرند. اين‌ گياه‌ در اطراف‌ روستاي‌ انجدان‌ به‌ فراوانى‌ مى‌رويد و بدين‌ سبب‌، اين‌ روستا را بدين‌ نام‌ خوانده‌اند ( برهان‌ قاطع‌، 1/166؛ فرهنگ‌ رشيدي‌، 166؛ دهگان‌، 12). نام‌ انجدان‌ در منابع‌ قديمى‌ به‌ صورتهاي‌ انكوان‌ و انكدان‌ نيز آمده‌ است‌ (شرف‌ الدين‌، 500؛ ميرخواند، 4/594؛ يزدي‌، 31). چنانكه‌ از منابع‌ برمى‌آيد، استفاده‌ از واژة انجدان‌ پس‌ از اقامت‌ امامان‌ اسماعيلى‌ در اين‌ محل‌ رواج‌ يافت‌ (دهگان‌، همانجا).
انجدان‌ از روستاهاي‌ دهستان‌ مشك‌آباد بخش‌ مركزي‌ شهرستان‌ اراك‌ در استان‌ مركزي‌ است‌. اين‌ روستا در منطقه‌اي‌ كوهستانى‌ قرار دارد كه‌ كوه‌ چشمه‌ و كوه‌ برف‌ شاه‌ در اطراف‌ آن‌ است‌ و غارهاي‌ كوچك‌ و بزرگ‌ فراوانى‌ در نزديكى‌ آن‌ وجود دارد. ارتفاع‌ انجدان‌ از سطح‌ دريا 2 هزار متر است‌. اين‌ روستا در 64 كيلومتري‌ شمال‌ خمين‌، 37 كيلومتري‌ شرق‌ اراك‌ و با همين‌ فاصله‌ از غرب‌ محلات‌ قرار گرفته‌ است‌. طبق‌ آمار 1365ش‌، جمعيت‌ انجدان‌ 925 نفر بوده‌ است‌ كه‌ كارهاي‌ عمدة آنان‌ كشاورزي‌ و دامداري‌ است‌. محصولات‌ آن‌ گندم‌، جو، يونجه‌ و انگور است‌. آب‌ روستا از چشمه‌ و قنات‌ تأمين‌ مى‌شود و مذهب‌ ساكنان‌ انجدان‌ شيعة اثنا عشري‌ است‌ ( فرهنگ‌ آباديها...، 14؛ فرهنگ‌ جغرافيايى‌...، 25؛ دهگان‌، 132- 138؛ دفتري‌، .(459

برای مشاهده وبلاگ روستای تاریخی انجدان اینجاراکلیک کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط خادم امامزاده  | 

زیارت قبول

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط خادم امامزاده  |